مباحث حوزوی 1
13 بازدید
موضوع: فقه و اصول

مباحث حوزوی 1

1- حوزه مانند سایر مجامع علمی، معایب و محاسنی دارد و باید نقد شود، تا اینکه از معایبش کاسته شود و بر محاسنش افزوده شود و محاسنش  در حال حاضر و بالفعل  بیشتر از معایبش می باشد،

2- تخریب غیر از نقد است، غرض از نقد، دلسوزی و سازندگی و کاستن از معایب است، در صورتی که، مراد از تخریب، از بین بردن و نابود کردن می باشد و ناشی از حقد و حسادت و کینه می باشد و حرام شرعی می باشد،

3- یکی از محاسن حوزه، آن است که، مدت آموزش در آن طولانی است و طالب علم می تواند  با فرصت کافی و صرف وقت و توان خود  به مراتب عالیۀعلم و کمال برسد،

4- در حوزه می توان  براحتی  در علم مورد علاقه، تحصیل و تدریس نمود و اجباری در تحصیل و تعلیم و تعلم وجود ندارد،

5- در حوزه، استاد انتخابی است و دانش آموز می تواند، استاد مورد نظر خودش را بیابد و در خدمت آن، به تعلم و شاگردی بپردازد،

6- در مباحث حوزوی مسایل جدید و قدیم مطرح می شود و آنها تحلیل می شود و پاسخ مناسب به آنها داده می شود،

7- ظاهر برخی از مسایل و شاید اکثر آنها، تکراری است و این سبب شده است که، عده ای به حوزه خرده و ایراد بگیرند و بگویند: «حوزه کار تکراری انجام می دهد. »

8- ایراد فوق وارد نیست و ناشی از بی اطلاعی و نا آگاهی ایراد گیرنده است

9- صورت مسئله تکراری است، ولی خروج و ورود در آن مسئله، متفاوت می باشد و هر استادی بر اساس ذوق و سلیقۀخودش، ورود و خروج دارد،

10- مهمتر از تفاوت در خروج و ورود، اختلاف نتیجه و نظرها ی مختلفی است که، حاصل می شود،

11- یکی از مسایل  در ظاهر تکراری  بحث تقلید است که، در کتابهای فقهی و همۀرساله های عملیه وجود دارد و از صدر اول اسلام، مطرح بوده و عوام مردم از علمای دین در مسایل فقهی، تقلید می کرده اند،

12- برای مرجع تقلید شرایطی بیان شده و آنها عبارت است از: مرد بودن، زنده بودن، دوازده امامی بودن، عدالت، اعلمیت، حلال زاده بودن، حرص بر دنیا نداشتن، حریت، بلوغ، عقل،

13- شرایط بیان شده، اکثر آنها محل بحث است و نمی توان به بهانۀتکراری بودن، آن مباحث را مطرح نکرد، ممکن است یک عالم و فاضل حوزوی، در این شرایط مناقشه کند و از میان همۀآنها، اعلمیت و عقل را قبول کند و یک شرطی را  نیز  اضافه نماید و آن اطمینان و وثوق به مرجع دینی است و این فایده و ثمرۀبزرگی است که، بر این مبحث مترتب است و شاید چنین نظری در تاریخ فقه، سابقه ای نداشته باشد

14- مطلب فوق یک مثال است و اگر در مسایل مطرح شدۀدر فقه، به قدر کافی و لازم، دقت و صرف وقت شود، همۀآنها یا اکثر آنها از همین قبیل است، با اینکه، در مسائل فقهی غور فراوان شده و کتابهای فراوانی نوشته شده است، ولی هنوز آن مسائل، بکر و تازه و دست نخورده است و در گوشه و کنار و متن آن، هر روز مطلب جدید و نو به دست می آید.