اطلبوا العلم و لو بالقم
740 بازدید
تاریخ ارائه : 12/2/2014 8:45:00 AM
موضوع: ادبیات عرب

گفته آمد:

 «یک وقت گفته می شد که: "اطلبوا العلم و لو بالصین"، الآن حرف جهان این است: «اطلبوا العلم و لو بالقم.»

ا: "اطلبوا العلم و لو بالصین" حدیث نبوی است که، از پیامبر رحمت حضرت محمد "صلی الله علیه و آله و سلم" نقل شده است و کامل آن چنین است :

«اطلبوا العلم ولو بالصين، فإن طلب العلم فريضة على كل مسلم»[1]  ؛

2: در اعتبار سند این حدیث، مباحث رجالی وجود دارد و چون، ارتباطی به بحث فعلی ندارد، از آن صرف نظر می شود؛

3: از این حدیث مدح و ستایش کشور چین به دست نمی آید، بلکه بر عکس، دلالت بر آن دارد که، چین یک کشور دور افتاده و دور از تمدن و فرهنگ می باشد ولی، بر فرض که، علمی در آن وجود داشته باشد، باید اخذ شود و این معنی از لفظ " لو" فهمیده می شود؛

4: " لو " وصلیه و از ادوات شرط است و در این حدیث نبوی، فرد ضعیف را بیان می کند نه فرد قوی و این مانند آن است که، گفته شود:

 «أکرم الضیف و لو کان کافرا»

 و مؤمن فرد قوی از مهمان است و کافر فرد ضعیف آن و تقدیر این عبارت چنین است :

«لو کان الضیف مؤمناَ فأکرمه و لو کان کافرا فأکرمه»

و تقدیر نبوی ـ نیز ـ چنین است:

«لو کان العلم بأرض الوحی ـ کما هو الحق المسلم ـ فاطلبه و لو کان بالصین ـ علی الفرض و الاحتمال ـ فالطلبه أیضاَ »

بنا بر این، معنای حدیث چنین است:

علم در پرتو اسلام و تعالیم الهی پیامبر " صلی الله علیه و آله و سلم»،  در مدینه و سرزمین وحی است و آن را یاد بگیرید و بر فرض، اگر علمی در جای دیگر وجود داشته باشد، ـ اگر چه آنجا کشوری دور افتاده و دور از فرهنگ و تمدنی مثل چین باشد ـ آن را دریابید و غنیمت بشمارید و یاد بگیرید؛

5: بنابر این، اگر مقایسه شد و از روی تقلید و مشابه سازی گفته شد:

«اطلبوا العلم و لو بالقم»

این مدح و ستایش برای شهر مقدس " قم " نمی شود ـ اگر چه، گوینده چنین قصدی را داشته باشد ـ بلکه، مذمت شهر "قم" می شود و عکس مقصود حاصل می شود؛

6: " ال " بر شهر " قم " ـ چون معرفه وعلم ـ است وارد نمی شود و اگر درجایی و کلامی؛ " ال " بر علمی وارد شد، سماعی و از باب زینت است و نمی توان شبیه سازی و مقایسه نمود، البته امکان دارد از باب مجارات و مشاکله ی با " الصین " بتوانیم " ال " را بر سر " قم " ـ نیز ـ در آوریم ؛

7: از مطالب گفته شده، می توان به نقش ادبیات ـ در فهم آیات و روایات ـ پی برد.

[1] بحار الانوار180:1.