تبلیغ و کلاهی
48 بازدید
تاریخ ارائه : 12/8/2014 9:19:00 AM
موضوع: تبلیغ

تبلیغ و کلاهی :

 1: مراد از کلاهی کسی است که، از مبادی رسمی، وارد مراکز حوزوی نشده و دروس متداول و متعارف حوزه را نخوانده و پرونده ای به عنوان یک شخص حوزوی ندارد و عالم دینی شناخته نمی شود و در خدمت علمای دین شاگردی و تتلمذ ننموده،  

بلکه، بر اساس علاقه ی شخصی خودش، پیرامون برخی از معارف دین، مطالعه نموده است،

حال این شخص ممکن است، دکتر، مهندس، سپاهی، تاجر یا شغل دیگری داشته باشد؛

2: بنای عقلای عالم این است که، هر کسی مشغول کار خودش باشد، در فن و حرفه ای وارد شود که، در آن زحمت کشیده و متخصص باشد و تخصص او در یک مرکز معتبر، تایید شده و دارای مدرک و شناسنامه باشد؛

3: کسی نمی تواند با خواندن چند کتاب پزشکی، بگوید من پزشک هستم و شروع به طبابت کند و اگر چنین نمود، خلاف قانون عمل کرده و می گویند :

 «او پزشک قلابی است»

 و مجازات می شود،

مهندس ـ نیز ـ چنین است، با مطالعه ی شخصی در اطراف هندسه، نمی تواند دفتری باز کند و برای خودش، نام مهندس را یدک نماید، بلکه، از مبادی خاص و با شرایط معین باید وارد شود،

 حتی برای رانندگی نمودن که، ـ نسبتاً ـ راحت است و با مقداری مطالعه و تمرین می توان آن را

فرا گرفت، باید آموزش دید و امتحان داد و گواهی نامه گرفت و اگر شخصی به دون گواهی نامه، رانندگی کند، مجرم است و جریمه می شود؛

4: دروس حوزوی از مشکلترین علوم است و برای فهم دین و تفقه و اجتهادِ در آن، زحمات زیاد و طاقت فرسا لازم است،

 باید شخص طالب اجتهادِ دینی، از مبادی رسمی، با شرایط خاص، وارد مراکز حوزوی شود و شبانه روز ـ لا اقل 25 سال ـ درس بخواند و توفیق الهی مدد و یار او باشد، تا این که، به مقام اجتهاد نایل شود و به عنوان یک فاضل و عالم دینی شناخته شود؛

5: تفقه در دین، همانند سایر فنون و علوم، بلکه، حساستر از آنها ـ زیرا با دین مردم و دنیا و آخرت آنها ارتباط مستقیم دارد ـ باید عده ای متکفل آن بشوند و پس از شرایط لازم با عنوان عالم دینی و فقیه، مشغول تبلیغ و ارشاد مردم شوند؛

6: تبلیغ دین و دفاع از عقاید دینی و معارف اسلامی، بر عهده ی فقیه و عالم دینی می باشد و مردم او را متکفل و مسئول امور دینی خود می دانند و به حرف او اطمینان دارند؛

7: یک شخص کلاهی که، متخصص در دین

نمی باشد و کار و عنوانش چیز دیگری است و به عنوان فاضل حوزوی وعالم دینی و مجتهد و فقیه در میان مردم شناخته نمی باشد، حق ندارد که، مناصب علما را بر عهده بگیرد، تبلیغ و سخنرانی کند، ذکر مصائب اهل البیت "علیهم السلام" و اقامه ی جماعت نماید و بیان احکام داشته باشد و یا خودش را به عنوان معلم اخلاق معرفی کند،

 این کار تحقیر و تضعیف علما و دخالت در کار آنها می شود و کسب و در آمدی که، از این راه حاصل می شود، غیر مشروع است،

 حاصل آنکه، هرکسی باید، مشغول کار و

حرفه ی خودش شود و از دخالت در کار دیگران دوری کند و الا ضررش ـ به مراتب ـ بیشتر از سود آن می باشد.