تبلیغ و طمع
46 بازدید
تاریخ ارائه : 12/10/2014 4:02:00 PM
موضوع: تبلیغ

تبلیغ و طمع :

1: دانستن علوم حوزوی و معارف دینی، واجب کفایی است و بر کسانی که، استعداد و توان فرا گرفتن این علوم را دارند، ـ تا زمانی که، به اندازه ی نیاز، کسی برای این کار قیام نکرده است ـ واجب عینی است که، این مهم را ب

ر عهده گیرند؛

2: پس از آنکه فردی علوم دینی را فرا گرفت و به مقام شریف و منیع اجتهاد رسید، یکی از کارهای مهمی که، بر عهده ی او می آید، امر مهم تبلیغ است؛

3: تبلیغ دین و هدایت بشر، شغل انبیا و رسولان الهی می باشد، مبلغ دینی در راهی قدم گذاشته است که، پیامبران معصوم پیش از او این راه را پیموده اند؛

4: همان مشکلات و سختی هایی که، برای پیامران ـ در گذشته ـ وجود داشته اشت، برای یک مبلغ امروزی ـ نیز ـ وجود دارد؛

5: یک مبلغ ـ در شرایط امروزی و در هر شرایط ـ باید به راهی رود که، پیامبران رفته اند و کاری انجام دهد که، آنها انجام داده اند، از سختی راه و بی مهری مردم، نهراسد و از نحوه ی تبلیغ پیامبران الگو بگیرد و کار آنها را، برنامه ی کاری خودش کند و صبر مقاومت را نصب العین خود قرار دهد؛

6: شاخصه ی مهم پیامبران، آن بوده است که، برای تبلیغ دین، اجر و مزدی طلب نمی کرده اند و تنها انگیزه ی تبلیغشان، امتثال امر الهی و تقرب به سوی او بوده است؛

7: یک مبلغ موفق کسی است که، به مال مردم و مقامهای دنیوی علاقه و طمعی نداشته باشد و تبلیغ و هدایت را، دایر مدار اجر و پاداش قرار ندهد و اگر چنین نمود، تبلیغ او بی اثر است بلکه، اثر معکوس دارد، در دنیا به جایی نمی رسد و از رضوان الهی و مقامات اخروی ـ نیز ـ بی بهره است؛

8: مطالب گفته شده، منافاتی با قبول کردن کمکهای مردمی ندارد و اگر مبلغی نیاز داشت، می تواند هدایای مردم را ـ در حد کفاف ـ قبول نماید؛

9: مبلغ می تواند برای امرار معاش خود ـ در حد کفاف ـ از بیت المال ارتزاق نماید؛

10: رزّاق واقعی، خداوند "تبارک و تعالی" است، او از حال بندگان خودش اطلاع کامل و اکمل دارد و همه ی خلق ـ خصوصاً عالم دینی و مبلغ شریعت ـ عیال و نان خور او هستند و بر صاحب عیال است که، مؤنه ی نان خور خود را، برساند و خودش فرموده است:

«هر کسی که، تقوا داشته باشد، در زندگی گرفتار نمی شود و برایش راه خروج قرار می دهد و روزی او را از راهی که، گمانش را نمی کند، می رساند و اگر کسی بر او توکل نماید، خداوند برایش کافی است و خداوند بر کار و فعلش تسلط دارد و برای هر چیزی، قدر و اندازه ی مخصوص به خودش قرار داده است.»[1]

[1] . سوره ی طلاق آیه ی 2.